آشيل جنگجوي معروف يوناني يک گله مزدور به نام ميرميدون داشت که نسبشان به مورچه مي رسيد و در هنگامه نبرد گوش به فرمانش بودند.اين ميرميدونها،وفادار،مطيع و کاملا در خدمت اربابشان بودند و در نهان به صورت عوامل واقعي وحشت انجام وظيفه مي کردند.گروههاي بنيادگرا ميرميدونهاي رزيم توتاليتر هستند
موقعيت فرو دست زنان در اجتماع و لزوم ايجاد تغيير در آن از مهمترين مباحث،در تمام جوامعي است که نظم کهنه را به کناري نهاده و در تلاش براي ايجاد نظمي نو به سر مي برند.تلاش متفکرين اين عرصه عمدتا معطوف به مطالعه درباره دو مبحث بوده است اولي "چرايي"اين وضعيت و دومي "چگونگي"گذار از آن،،آن چه در اين نوشته به دنبال آن هستم بررسي اين "چرايي" و "چگونگي" از منظر نحوه توزيع قدرت و ميزان بهره مندي دو جنس از از منابع قدرت است. عميقا بر اين باورم که تغييراتي که در فرآيند موسوم به مدرنيزاسيون رخ مي دهدچيزي فراتر از تغيير در توزيع منابع قدرت و تغيير در شيوه اعمال آن نيست.
طبقه كارگر ايران جوان است ، اين به معني جوان بودن جمعيت كارگران در ايران نيست . به اين معني است كه ديرزماني نيست كه صنعت در ايران متولد شده است و به همراه خويش ظهور طبقه اي جديد و موثر را رقم زده است : كارگر .
به دنبال اصلاحات ارضي كه كه در زمان حاكميت آن زمان انقلاب سفيد شاه و مردم نام گرفت ، نظام ارباب رعيتي منحل شد و زمينه براي حركت سيل كشاورزاني كه راهي شهرها براي كار شدند ، گشوده شد اين كشاورزان و رعيتهاي سابق جذب كارخانه هايي شدند كه به سرعت با پول تزريقي نفت و نيز سرمايه گذاري از خارج در حال رشد و تاسيس بودند.
ضعف هاي ديکتاتوري
از ضعف هاي ديکتاتوري مي توان به موارد زير اشاره نمود:
1.ممکن است همياري تعداد زيادي از مردم،گروهها و موسساتي که براي عملکرد سيستم ضروري هستند،محدود شده يا قطع گردد.
2.ملزومات و نتايج سياست هاي گذشته رژيم گاهي توان پذيرش و اجراي سياست هاي جديد را محدود کرده يا آن را سلب مي کند.
3.ممکن است سيستم در عملکرد خود دچار روزمرگي شود و در نتيجه قادر به انطباق سريع با وضعيت هاي جديد نباشد.
4.افراد و منابعي که براي انجام وظايف فعلي اختصاص داده شده اند احتمالا براي رفع نياز هاي جديد آمادگي نخواهند داشت
فريادهاي خاموش بسياريست در کلام بيداران،
اما به قلم بي نفس برگلوگاه بسته کاغذ بي صدايي که :
«بلند خواندن ممنوع»،«نوشتن نت ممنوع»
نت!!!
حتي سکوت!!!
از صحرا و لبنان تا رود فرات و تمامی سرزمین حتیان تا دریای بزرگ به طرف مغرب و تمامی این قومها را که بدست تو تسلیم می کنم هلاک خواهی کرد و مبادا که بر آنها ترحم کنی زیرا یهوه خدایت ایشان را به اضطراب عظیمی پریشان خواهد نمود تا بدست تو هلاک شوند و پادشاهان ایشان را بدست تو تسلیم خواهد کرد تا ایشان را هلاک سازی و نامشان را از زیر آسمان محو کنی،از ایشان مترس زیرا یهوه خدای تو خدایی عظیم و مهیب است.» (تورات-سفر تثنیه-باب هفتم16-25)
آنچه از بررسی آثار مهندس بازرگان در مورد دموکراسی حاصل می شود،تاکید وی بر عدالت به عنوان پیش زمینه دموکراسی است.
«دموکراسیست که نه تنها دعوی مساوات می نماید،بلکه عدالت را می خواهد و حقوق همه افراد را مساوی و واجب الرعایه می شناسد.»
در بحث پیرامون خلقت، دو نوع نگاه وجود دارد،نگاه اول این که خالق در ابتدا وجود داشته و سپس به خلق مخلوقات پرداخته و دیدگاه دوم این که وجود خالق و مخلوق(1) نسبت به یکدیگردارای تقدم و تاخر نیست.
پذیرفتن دیدگاه اول مستلزم این است که بپذیریم:«زمانی وجود داشته که تنها خالق در جهان وجود داشته و سپس این خالق شروع به خلق کردن نموده و مخلوق به وجود آمده است.»
در این جا باید به یکی از ویژگی های مهم خالق به عنوان چیزی که می گوییم از ابتدا بوده و زمانی برای ایجاد آن نمی توان متصور بود،اشاره شود.
ایدئولوژی یک مفهوم انتزاعی با تعاریف بسیار متعدد است و نمی توان برای آن تعریفی قطعی ارائه داد.در فرهنگ لالاند زیر واژه ایدئولوژی چنین آورده شده:«هجو تحلیل و بحثی که پر از ایده های تجریدی است که با هیچ نوع واقعیتی تطبیق نمی کند.
حرکت به سمت دموکراسی یکی از مهمترین دغدغه های جهان معاصر است .مبارزات آزادیخواهانه علیه دیکتاتوری ها موج های مختلفی از پیشبرد دموکراسی و گسترش آزادیها را در جهان معاصر پدید آورده اند. اما این مبارزات همواره با پیروزی همراه نبوده اند.گاهی علی رغم مجاهدت های بسیار آزادیخواهان پیروزی نهایی حاصل نشده است و گاهی سقوط دیکتاتوری های سابق به شکل گیری حکومتهای دموکراتیک نیانجامیده و حتی حکومتی سفاکتر جایگزین حکومت قبلی گشته است.
ما در بررسی علل و عوامل ظهور استبداد در یک جامعه معمولا تنها یک جنبه از جوانب این موضوع را در نظر می گیریم و آن هم تمرکز بر شخصیت فرد مستبد و مطالعه حکومت خودکامه بدون در نظر گرفتن نقش مردم در ظهور چنین حکومتی می باشد.حال آنکه ظهور استبداد در یک جامعه بدون دخالت مردم اساسا امکان پذیر نمی باشد.در واقع پیدایش خودکامگی و استبداد حاصل شرایط اجتماعی است و هیچ نظام خودکامه ای نمی تواند بدون رضایت مردم(یا حداقل گروهی از آنها) به قدرت برسد.
گفت:بنویس...
گفتم چه را ؟
گفت: آنچه را که می دانی...
گفتم:تو می دانی من چه می دانم؟
گفت:آری
گفتم:بدان که همه می دانند آنچه را که باید بنویسیم...